الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

65

منطق مقارن (فارسى)

اما هر فصلى كه مقوم جنس يا نوع پايين باشد ، مقوم جنس عالى نخواهد بود در مثال فوق دقت كنيد كه حساس كه فصل حيوان است و مقوم آن ، مقوم جسم نامى كه جنس ما فوق است نميباشد و بنابراين مىشود گفت كه مقوم عالى مقوم سافل است ولى عكس آن درست نيست . * * * اما در ناحيه مقسم مطلب چنين نيست ، زيرا هر آنچه مقسم سافل است مقسم عالى هم خواهد بود ، مثلا ناطق مقسم حيوان است و - مقسم جسم نامى هم هست ، و اما عكس آن درست نيست ، يعنى مقسم عالى مقسم سافل نخواهد بود ، چنان كه حساس نسبت به جسم نامى مقسم است و اما نسبت به حيوان مقوم است و نه مقسم . * * * سخن در نوع و فصل و جنس به پايان رسيد ، و ناگفته نماند كه تعريفى را كه ما براى اين سه نموديم ، شيوه درست و مستقيم آن بود و ديگران بگونه‌اى ديگر تعريف كرده‌اند . مشهور منطقيين آنها را باعتبار مقام سئوال و پاسخ تعريف كرده و گفته‌اند : آنچه كه در پاسخ سئوال بوسيله ما هو از . . . " ، اين روش به نظر ما درست نميباشد زيرا مقام سئوال و جواب فرع شناخت آنهاست ، ميگوئيد آنچه پاسخ سئوال بوسيله ما هو از . . . " بيايد نوع يا جنس يا . . . مىباشد ، خوب ، ميپرسيم چه چيز در مقام جواب مزبور ميآيد ، ناچار بايد بگوئيد ، در جواب سئوال مزبور جنس و نوع و . . . ميآيد و اين مىشود دور . بعلاوه اينكه اساسا پاى سئوال و جواب را بميان كشيدن تعريف رسمى و با عوارض است ، و بعدا خواهد آمد كه بهترين تعريف ، تعريف حدى است كه باعتبار ذات دائم يك شىء مىباشد و سؤال و جواب از عوارض احيانى يك شيئى است . بارى هر كدام از سه كلى ، جنس ، نوع ، فصل ، را ذاتى خوانند ( منسوب به ذات ) و اين سخن در مورد جنس و فصل صحيح است و اما در مورد نوع خالى از ايراد نيست ، زيرا ذاتى منسوب به ذات است در صورتى كه نوع